۷ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۴ و ۴۴ دقیقه

  عاشقانه [ تاریخ ارسال : ۱۷ شهریور ۱۳۹۱ ساعت ۱۸ و ۳۰ دقیقه ]

مادرم می گفت عاشقی یک شب است وپشیمونی هزار شب،اما هزار شب است که پشیمانم چرا یک شب عاشقی نکردم.

دکتر شریعتی
ادم ها وقتی ازهم دور میشن که دارن به کس دیگه ای نزدیک میشن...

تلفنت بوق اشغال میزند...گوشی را بد گذاشتی یا دلت را...؟

از معنی انتظار یک لحظه بایست
دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست
یک لحظه بایست و یک جمله بگو
تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

گر تنها گناهم دوست داشتن توست
تنها گناهي است كه توبه نخواهم كردمن اگر روزی هم از تو بگذرم ،

از رئیس آن کارخانه ای که همچنان به تولید عطری که تو می زدی ادامه می دهد ،
نـــــخـــــواهـــــــــم گــــذشــــــت.

تمام روزهایی که سرگرمیش بودم ، زندگیم بود...

تورا ازبس زلالي دوست دارم توراچون بي مثالي دوست دارم اگر چه شاخه اي گل هم ندارم تورا با دست خالي دوست دارم

من به عكس تو دست ميكشم. .
تو به عكس من . . .
دست ميكشي از من . . .

هواي فاصله سرد است،
من از كلاف دلم
برايت خيالي گرم ميبافم ...

همیشه گفتی کاشکی اینجا بودی کاشکی سرم رو شونت بود کاشکی ...
منم میگم کاشکی دلت با دلم بود ..کاش آدم ها یکم جرات داشتن ...


گوشی رو برمیداشتن و زنگ میزدن و میگفتن :
ببین ؛ دلم واست تنگ شده ،
واسه هیچ چیز دیگه ای هم زنگ نزدم ... !خیال قشنگی ست؛.
شنیدن صدای خش خش برگ ها،
بر زیر پاهایمان...
[ مادرم ][ می ][ گفت ][ عاشقی ][ یک ][ شب ][ است ][ وپشیمونی ][ هزار ][ شب،اما ][ هزار ][ شب ][ است ][ که ][ پشیمانم ][ چرا ][ یک ][ شب ][ عاشقی ][ نکردم. ][ ][ دکتر ][ شریعتی ][ ادم ][ ها ][ وقتی ][ ازهم ][ دور ][ میشن ][ که ][ دارن ][ به ][ کس ][ دیگه ][ ای ][ نزدیک ][ میشن... ][ ][ تلفنت ][ بوق ][ اشغال ][ میزند...گوشی ][ را ][ بد ][ گذاشتی ][ یا ][ دلت ][ را...؟ ][ ][ از ][ معنی ][ انتظار ][ یک ][ لحظه ][ بایست ][ دیوانه ][ شدن ][ به ][ خاطرت ][ کافی ][ نیست ][ یک ][ لحظه ][ بایست ][ و ][ یک ][ جمله ][ بگو ][ تکلیف ][ دلی ][ که ][ عاشقش ][ کردی ][ چیست؟ ][ ][ گر ][ تنها ][ گناهم ][ دوست ][ داشتن ][ توست ][ تنها ][ گناهي ][ است ][ كه ][ توبه ][ نخواهم ][ كردمن ][ اگر ][ روزی ][ هم ][ از ][ تو ][ بگذرم ][ ، ][ ][ ][ از ][ رئیس ][ آن ][ کارخانه ][ ای ][ که ][ همچنان ][ به ][ تولید ][ عطری ][ که ][ تو ][ می ][ زدی ][ ادامه ][ می ][ دهد ][ ،
نـــــخـــــواهـــــــــم ][ گــــذشــــــت. ][ ][ تمام ][ روزهایی ][ که ][ سرگرمیش ][ بودم ][ ، ][ زندگیم ][ بود... ][ ][ تورا ][ ازبس ][ زلالي ][ دوست ][ دارم ][ توراچون ][ بي ][ مثالي ][ دوست ][ دارم ][ اگر ][ چه ][ شاخه ][ اي ][ گل ][ هم ][ ندارم ][ تورا ][ با ][ دست ][ خالي ][ دوست ][ دارم ][ ][ من ][ به ][ عكس ][ تو ][ دست ][ ميكشم. ][ . ][ تو ][ به ][ عكس ][ من ][ . ][ . ][ . ][ دست ][ ميكشي ][ از ][ من ][ . ][ . ][ . ][ ][ هواي ][ فاصله ][ سرد ][ است، ][ من ][ از ][ كلاف ][ دلم ][ برايت ][ خيالي ][ گرم ][ ميبافم ][ ... ][ ][ همیشه ][ گفتی ][ کاشکی ][ اینجا ][ بودی ][ کاشکی ][ سرم ][ رو ][ شونت ][ بود ][ کاشکی ][ ... ][ منم ][ میگم ][ کاشکی ][ دلت ][ با ][ دلم ][ بود ][ ..کاش ][ آدم ][ ها ][ یکم ][ جرات ][ داشتن ][ ... ][ ][ ][ گوشی ][ رو ][ برمیداشتن ][ و ][ زنگ ][ میزدن ][ و ][ میگفتن ][ : ][ ببین ][ ؛ ][ دلم ][ واست ][ تنگ ][ شده ][ ، ][ واسه ][ هیچ ][ چیز ][ دیگه ][ ای ][ هم ][ زنگ ][ نزدم ][ ... ][ !خیال ][ قشنگی ][ ست؛. ][ شنیدن ][ صدای ][ خش ][ خش ][ برگ ][ ها، ][ بر ][ زیر ][ پاهایمان... ]